آموزش عالی

ويرايش

 

آموزش عالی، سطحی از آموزش در دانشگاه ها، کالج ها و موسسات فن آوری گفته می شود که در حال حاضر در مقاطع؛ کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری مدرک دانشگاهی می دهند. اهمیت آموزش عالی در ایران به سال های گذشته و دوران پیش از اسلام باز می گردد. به طوری که مورخان اولین دانشگاه جهان را «جندی شاپور یا گندی شاپور» می دانند که در زمان شاپور اول، پادشاه ساسانیان، در قرن چهارم تا دهم میلادی در محل دهکده ی شاه آباد کنونی در خوزستان ساخته شد. شهرت بیشتر این دانشگاه به لحاظ آموزش و تحقیق در فلسفه و پزشکی است. تعدادی از کتاب های این دانشگاه به دستور اردشیر بابکان از کشورهای هندوستان و بیزانس آورده شد. دانشگاه گندی شاپور در زمان حکومت خسرو انوشیروان، به دلیل علاقه وی به ادبیات، فلسفه، دیگر علوم نظیر: هیئت، نجوم، مهندسی، حکمت علمی و علوم اداری رونق فراوانی یافت و بدین ترتیب توانست حدود پانصد سال مهد علوم پزشکی، فلسفه، نجوم و ریاضیات باشد.
دانشگاه گندی شاپور، در دوران ورود مسلمان اعراب، به دلیل تحولات اجتماعی و کشورگشایی های مسلمان برای مدتی، اهمیت خود را به عنوان یک مرکز علمی از دست داد، تا اینکه در قرن پنجم هجری، این دانشگاه بر اثر تلاش ها و علاقه خواجه نظام الملک به آموزش رفته رفته تاسیس مدارس عالی رونق گرفت. همچنین در این دوران، مدارس عالی دیگر که به نظامیه معروف بودند در شهرهایی چون نیشابور، بلخ، هرات، آمل، اصفهان و بغداد تاسیس شدند که مشهور ترین و مهم ترین آن ها به نوشته منوچهر افضل در کتاب «راهنمای آموزش عالی در ایران»، «مدارس بیهقیه و سعیدیه» بودند. در این مدارس عالی دانشمندانی نظیر: شیخ الرییس ابوعلی سینا، ابوحامد محمد غزالی، خواجه نصرالدین طوسی، سعدی شیرازی، انوری و تعدادی دیگر از اندیشمندان و دانشمندان یا تحصیل می کردند ویا تدریس می کردند.
مدارس و دانشگاه های عالی کشور از آغاز قرن هفتم هجری و همزمان با حمله مغولان به ایران رو به نابودی گذاشت. سپاهیان مغول پس از حمله به ایران نه تنها شهرها و روستاهای ایران را به یغما بردند بلکه کتابخانه ها، مدارس، آموزشگاه و پژوهشگاه های معتبر ایران را به ویرانی تبدیل کردند و این روند حدود ۲ قرن به طول انجامید.
با روی کار آمدن دولت صفوی در قرن دهم هجری، مدارس عالی ایرانی این دفعه با هدف تربیت مبلغان و طلاب علوم دینی که به بتوانند فرایض دینی را به کودکان و نوجوانان بیاموزند تاسیس شد و در این مدارس، محصلان به تحصیل فقه، اصول، معانی و بیان، علم کلام و شرعیات می پرداختند.
ایران، در دوران حکومت قاجاریه، به دلیل افزایش مسافرت های اروپایی و حضور کشورهای روسیه و انگلستان دچار تحولات سیاسی و اجتماعی فراوانی شد و در این دوران، آموزش عالی نوین ایران به دنبال آشنایی ایرانیان با فرهنگ و تمدن غرب دچار دگرگونی شد. به طوری که با افزایش ارتباط ایرانی ها با کشورهای اروپایی مسیر آموزش و پرورش در ایران بیش از پیش هموار شد و شیوه ساخت و تدریس دروس در مکتبخانه ها و مدارس تغییر یافت و از سبک سنتی درآمد و مواد درسی جدید وارد حوزه تحصیلی شد.
یکی از مهم ترین مدارسی که به شیوه جدید در ایران تاسیس شد، مدرسه دارالفنون بود که با تلاش میرزا تقی خان امیرکبیر در تهران و در سال ۱۲۲۸ هـ.ق، ساخته شد. این مدرسه با هدف آشنا ساختن مردم ایران به صنایع، علوم و فنون جدید اروپا و انتشار آن در ایران احداث شد و در آن مهندسی، داروسازی، طب و جراحی، توپخانه، پیاده نظام، سواره نظام و معدن شناسی تدریس می شد و متناسب با دروس اختصاصی، دروس دیگر چون: تاریخ، جغرافیا، طبیعیات و ریاضیات نیز تدریس می شد.
حدود نیم قرن بعد یعنی در سال ۱۲۷۷ هـ. ش، به دنبال افزایش ساخت مدارس ابتدایی و متوسطه، مدرسه عالی دیگری با نام «مدرسه عالی علوم سیاسی» تاسیس شد و در سال ۱۲۹۹ هـ. ش، مدرسه حقوق تشکیل شد و بدین ترتیب دوره مدرسه علوم سیاسی چهار سال و دوره مدرسه حقوق سه سال تعیین گردید.
از دیگر تحولات این دوران در خصوص مدارس و دانشگاه های عالی کشور می توان به جدا شدن رشته پزشکی از دارالفنون و تاسیس مدرسه جدید طب، تاسیس مرکز تربیت معلم، تاسیس مدرسه داروسازی و به دنبال آن تاسیس مدرسه عالی دندانسازی، تاسیس مدرسه عالی تجارت، دارالمعلمین عالی، تاسیس مدرسه عالی فلاحت و صنایع روستایی، تاسیس مدرسه مهندسی و تاسیس مدرسه عالی بیطاری یعنی دامپزشکی که طی مدت زمان ۱۲۹۷ تا ۱۳۱۱ هـ. ش، اتفاق افتاد اشاره کرد.
تاسیس مدارس ذکر شده زمینه را برای احداث دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ هـ. ش ایجاد کرد و در این سال، وزارت معارف، به موجب قانون « اجازه تاسیس دانشگاه در تهران»، اقدام به تاسیس موسسه ای به نام «دانشگاه برای تعلیم درجات عالیه و فنون و ادبیات و فلسفه» کرد. براساس این قانون ۶ دانشکده در این دانشگاه درنظر گرفته شد که عبارت بودند از: علوم معقول و منقول، علوم طبیعی و ریاضی، ادبیات، فلسفه و علوم تربیتی، طب و شعب و فروع آن، حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی و دانشکده فنی.
افزایش تدریجی دانشگاه و مراکز عالی در کشور به ویژه پس از تاسیس دانشگاه تهران موجب شد در سال ۱۳۴۴، «شورای مرکزی دانشگاه ها» تشکیل شود تا از این طریق به تمامی امور دانشگاه های ایران و موسسات آموزش عالی و ایجاد هماهنگی بین آن ها رسیدگی شود.
دو سال پس از تاسیس این شورا یعنی در سال ۱۳۴۶ هـ. ش، «وزارت علوم و آموزش عالی کشور» تاسیس شد و براساس قانون وظایف این وزارتخانه عبارت بود از: تعیین هدف های علمی، تحقیقاتی و آموزشی، تهیه و تنظیم برنامه های مربوط به علوم و پژوهشهای علمی و آموزش عالی، تعیین خط مشی آموزشی کشور، نظارت بر امور دانشگاه ها، دانشکده ها و موسسات آموزش عالی و صدور اجازه تأسیس یا توسعه آن ها.
از دیگر شوراهایی که براساس قانون و برای کمک به اجرای قانون در وزارت علوم و آموزش عالی کشور، طی سال های ۱۳۴۸، ۱۳۴۹، ۱۳۵۰، ۱۳۵۱، ۱۳۵۲ هـ. ش، تشکیل شدند، به ترتیب: شورای مرکز آموزش کشور، شورای توسعه و تشویق پژوهش های علمی کشور، شورای انتشاراتی و امور چاپی وزارت علوم و آموزش عالی و شورای آموزش پزشکی و تخصصی رشته های پزشکی بودند.
آموزش عالی در ایران با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ وارد فاز جدیدی از تحولات شد. در ابتدا وزارت فرهنگ و هنر در وزارت علوم و آموزش عالی ادغام شد و به دنبال آن « سازمان میراث فرهنگی» به تشکیلات جدید وزارت افزوده شد و وظیفه حفظ و احیای میراث فرهنگی کشور نیز به عهده «وزارت فرهنگ و آموزش عالی» گذاشته شد. در سال ۱۳۶۱، به دنبال افزایش تقاضای روزافزون متقاضیان تحصیلات عالی، موسسات آموزش عالی غیر دولتی با تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی به طور رسمی آغاز شد و در همین سال موسسات آموزش عالی غیر دولتی- غیر انتفاعی نیز راه اندازی شد.
همچنین با تاسیس دانشگاه پیام نور در سال ۱۳۶۵، آموزش عالی از راه دور یا نیمه حضوری کار خود را آغاز کرد. یکی دیگر از تحولات آموزش عالی در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تشکیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سال ۱۳۶۴ بود که کلیه اختیارات، وظایف و مسئولیت های وزارت فرهنگ و آموزش عالی را در زمینه آموزش پزشکی به عهده گرفت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی آموزش عالی به دو بخش دولتی و غیر دولتی تقسیم شد.

آموزش عالی دولتی:

به بخشی از آموزش و پرورش گفته می شود که هزینه های آن از محل بودجه دولتی یا عمومی دیگر تامین می شود. این بخش از آموزش عالی شامل: دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی وابسته به وزارت علوم و تحقیقات و فناوری و دیگر وزارتخانه ها و سازمان های دولتی یا عمومی می شود و به دو بخش: آموزش عالی غیر پزشکی و آموزش عالی پزشکی تقسیم می شود.

آموزش عالی غیر دولتی:

این بخش از آموزش عالی به دنبال افزایش تقاضای ارایه خدمات آمورش عالی جهت ورود به مراکز دانشگاهی و موسسات آموزشی در بخش غیر دولتی تاسیس شد. دانشگاه های آزاد اسلامی و دانشگاه های و موسسات آموزش غیر انتفاعی از این نوع آموزش عالی می باشند.
براساس آمار ارایه شده از سوی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی کشور، تعداد واحدهای آموزشی کشور از 244 واحد اصلی در سال 1357 به 377 واحد آموزشی اصلی در سال 1386 رسیده است كه از این تعداد 26 دانشگاه در سال 1357 بوده كه به 109 دانشگاه در سال 1386 افزایش یافته است. البته در این آمار كل واحدهای دانشگاه پیام نور یك واحد، كلیه واحدهای دانشگاههای جامع علمی كاربردی و دانشگاه آزاد نیز هر كدام یك واحد احتساب شده‌اند. همچنین بر اساس این گزارش تعداد واحدهای آموزشی به تفكیك در سال87 به این ترتیب بوده است که: دانشگاه پیام نور510 واحد، دانشگاه جامع علمی كاربردی 851 واحد، آموزشكده‌های فنی و حرفه‌ای 103 واحد، موسسات غیر انتفاعی 148 واحد، دانشگاه‌ها و دیگر مراكز آموزش عالی 166 واحد، دانشگاه آزاد اسلامی 376 واحد و در مجموع دو هزار و 154 واحد آموزشی در كل كشور فعال هستند.
خلاصه این که؛ آموزش عالی در ایران بخشی از آموزش و پرورش است که در حال حاضر زیر نظر دو وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری و نیز بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اداره و سازماندهی می شود.
 

بالا